امروز : جمعه ، ۲۹ / ۴ / ۱۳۹۷
پروانه سفید درختان وخسارات آن

 پروانه سفید درختان و خسارات آن

 

تهیه و تنظیم :

                   لیلا حسنی « مهندس کشاورزی – زراعت و اصلاح نباتات »

                                                                                             و « کارشناس مدیریت حفظ نباتات مازندران »

 

 

 

 

پروانه سفید درختان به نام علمی                                  Hyphantria  cunea (Drury).

Lepidoptera : Arctiidae ، Arctiinae                                                   با رده بندی

به فارسی پروانه سفید اشجار به اانگلیسی بیشتر       American white moth

 تاریخچه و دامنه انتشار :

این آفت بومی امریکای شمالی ، کشورهای مکزیک و ایالات متحده امریکاست و در آن مناطق دارای پراکندگی وسیعی می باشد، آفت مذکور بعد از جنگ جهانی دوم به اروپا وارد گردید و از آن تاریخ در تمام اروپا منتشر شده است . این آفت برای اولین بار در ایران در سال 1381 از دو منطقه لشت نشاء و رضوانشهر در استان گیلان گزارش گردید.

به دنبال گسترش سریع و گسترده در نواحی مختلف استان گیلان در طی سالهای 1381 و 1382 ، در سال 1382 توسط سازمان حفظ نباتات کشور کلاً از قرنطینه خارج گردید.

ودر سال 1386 این آفت در تمامی مناطق استان گیلان از غرب به شرق از آستارا چابکسر و از جنوب تا رودبارانتشار داشته است . آفت در استان مازندران اولین بار در شهریور ماه 1386در نهالستان کلوده شهرستان آمل ودر بررسیهای بعمل آمده درسالجاری(1387) در عرصه جنگلکاری های نوار ساحلی از محمود آباد تا بهنمیر بابلسر در ختان حاشیه جاده محمودآباد – آمل ،بهنمیر-بابل  و بطور کلی میتوان گفت قسمت شمالی جاده اصلی قائمشهر -  آمل تا نوار ساحلی دریا روی درختان توت ،ون،گردو، بید چنار، صنوبر و توسکا داخل اراضی زراعی و مسکونی منطقه مشاهده گردید.که خود زنگ خطری است برای جنگلهای سرسبز استان ، که بایستی هر چه سریعتر با درایت و برنامه ریزی در پیش آگاهی ، پیشگیری وکنترل آین آفت از شیوع و گسترش آن درسطح جنگلها و همچنین در عرصه های زراعی و باغی اقدامات لازم بعمل آورند ..

میزبانها و اهمیت اقتصادی آفت :

این آفت ، آفتی است بسیار پلی فاژ که تا کنون بیش از 636 گونه میزبان برای آن شناسایی شده است . لاروهای این آفت از برگ اکثر درختان پهن برگ اعم از درختان مثمر ( درختان میوه دانه دار و هسته دار ) مانند : سیب ، گلابی ، گوجه ، انجیر ، گردو ، انگور ، کیوی ، انار ، توت ، گیلاس ، آلو ، خرمالو و ... و درختان غیر مثمر ( درختان جنگلی ، درختان سایه دار مورد استفاده در فضای سبز شهرها و پارکها ) مانند : افرا ، افرای سیاه ، سفید پلت ، افرا پلت ، عرعر ، لرگ ، توسکا ، سپیدار ، صنوبر ، تبریزی ، نارون ، ملج ، اوجا ، آزاد ، بلوط ، ممرز ، زبان گنجشک ، نمدار ، ون ، چنار ، اقاقیا و ... ، گیاهان زراعی مانند : ذرت ، لوبیا ، خیار ، کدو ، گوجه فرنگی و ... و نباتات زینتی و حتی علفهای هرز مانند : آقطی ، گزنه ، تمشک ، پلی گونیوم و ... شدیداً تغذیه می کنند . با توجه به اینکه در منابع هیچ ذکری از تغذیه این آفت از سوزنی برگان به میان نیامده است ولی برای اولین بار در بهار سال 1382 لاروهای سنین 1 و 2 این آفت را در حال تغذیه از برگهای درخت سرو تالاب (Larix ) ) در نهالستان صفرابسته ( مابین شهرستانهای آستانه اشرفیه و کیاشهر ) مشاهده گردید. تغذیه از غلات ( مانند برنج و گندم ) و مرکبات تا کنون دیده نشده است . عموماً درختان میوه مانند سیب ، گلابی ، گیلاس ، توت و آلو ، میزبانهای اولیه و درختان افرا ، زبان گنجشک ، چنار ، صنوبر ، بید ، نمدار ، انگور ، گردو ، خرمالو ، درختان میوه هسته دار ، نباتات زینتی و علفهای هرز به عنوان میزبانهای ثانویه این آفت به شمار می روند . بنابراین با توجه به دامنه میزبانی بسیار وسیع ، این آفت از اهمیت اقتصادی بسیار زیادی برخوردار است . لاروهای این آفت با تغذیه از برگ میزبانها باعث کاهش شدید حجم فتوسنتز و در نتیجه کاهش محصول در درختان میوه و گیاهان زراعی و کاهش ذخیره چوب در درختان جنگلی و ضعیف شدن درخت می گردند . این آفت خسارات هنگفتی به کشاورزی ، منابع طبیعی ، فضای سبز شهرها و صنعت ابریشم وارد می آورد و یکی از مهمترین عوامل محدود کننده گسترش و رشد صنعت ابریشم بشمار می رود .

شکل شناسی ( Morphology ):

حشره کامل به رنگ سفید و بدن پوشیده از کرکهای ریز می باشد . گاهی اوقات بالهای رویی دارای لکه های کوچک به رنگ تیره می باشد که بصورت ردیفهای منظم دیده می شوند . بالهای عقبی به رنگ سفید و دارای یک لکه سیاه رنگ است . عرض حشره کامل با بالهای باز در نرها 26 تا 28 میلیمتر و در ماده ها 30 تا 38 میلیمتر می باشد .

 

مرحله خسارت زای این آفت مربوط به دوران لاروی است . لاروهای این آفت در سه مرحله در نسلهای 1 ، 2 و 3 با تغذیه از برگهای درختان ، درختچه ها و گیاهان میزبان باعث ایجاد خسارت و ضرر و زیان می گردد . لاروهای Neonat پس از خروج از تخمها بصورت دسته جمعی ( گله ای ) به تغذیه پرداخته و بصورت سطحی از پارانشیم تحتانی و فوقانی برگ تغذیه می کنند در این مرحله رگبرگهای فرعی و اصلی برگ مورد تغذیه قرار نمی گیرد و برگ حالت توری به خود می گیرد .

لاروها از سنین 1 و 2 در هر نسل ضمن تغذیه شروع به ترشح تارهای ابریشمی نموده و با ایجاد لانه های توری و چسباندن برگهای مجاور به هم در داخل آن به تغذیه و رشد و نمو ادامه می دهند . این فعالیت دسته جمعی تا سن پنجم لاروی در هر نسل ادامه دارد .

 

از سن 2 تا 4 لاروی رگبرگهای فرعی را نیز مورد تغذیه قرار داده و فقط رگبرگهای اصلی را باقی می گذارند . از سن 5 به بعد لانه های توری را رها کرده و به صورت انفرادی به تغذیه ادامه می دهند . در این زمان کل برگ مورد تغذیه لاروهای این آفت قرار می گیرد . لاروها پس از تغذیه کامل از کل برگهای یک درخت برای یافتن میزبان جدید شروع به حرکت به درختان و درختچه های مجاور می کنند . شدت خسارت در برخی موارد طغیانی به حدی است که درختان کاملاً عاری از برگ می شوند . خسارت این آفت در نسلهای 2 و 3 در درختان میوه بصورت خوردگی کامل برگهای درخت در حالیکه میوه ها روی درخت باقیمانده اند در مناطق مورد خسارت به کرات دیده شده است .

لاروهاي آفت ( خصوصاً در نسل دوم ) شديداً از برگهاي درختان ميزبان تغديه نموده و آنها را عاري از برگ مي نمايند طوريكه تصور ميشود درخت خزان نموده و خشكيده است. در اين زمان متأسفانه عده اي بعلت عدم آگاهي و به تصور اينكه درخت خشكيده اقدام به قطع درخت یا سرشاخه های آلوده مي نمايند . در واقع خسارت فرعي اين آفت كه در آن اقدام به قطع درخت ميشود بسيار شديدتر است. اگر درختان در اوايل فصل رويش به اين آفت مبتلا شوند. قادرند با رشد بطئي به ترميم خود بپردازند و برگهاي جديدي تولید نمایند  ولي اين برگها بعلت داشتن پروتئين زياد و شادابي در اواسط فصل رويش بسيار براي شته ها و نيز بيماري سفيدك پودري جلب كننده اند و در صورتي كه درخت با رشد بطئي از خسارت اين آفت برهد به آنها مبتلا خواهد شد از طرفي اگر درختان در اواسط فصل رويش آلوده گردند قادر به ترميم خود نخواهند بود و خسارت شديدتر است .

طبق مطالعات انجام شده با اينكه درختان مورد حمله مجدداً سلامت خود را باز مي يابند ولي اگر اين خوردگي برگها و سبز شدن بي موقع درخت چندين سال ادامه پيدا كند منجر به ابتلاي آن به انواع آفات ثانویه پوستخوار و چوبخوار خواهد شد . از طرفی اکثر درختان میزبان از جمله بلوط و چنار پس از تجديدحيات ، برگهاي تازه سبز شده شان در تابستان آمادگي زيادی براي ابتلا به بيماري سفيدك ( سطحی یا درونی ) پيدا كرده و اين بيماري موجب مي گردد كه از ذخيره سازي گياه جهت رشد سال بعد جلوگيري بعمل آيد .

 

زیست شناسی ( Biology ) :

زمستان گذرانی این آفت بصورت شفیره و عموماً در خاک می باشد . حشرات کامل پس از خروج از شفیره از غروب آفتاب و در طول شب به طرف منابع نوری پرواز می کنند . این در حالی است که در روز روی شاخه ها و یا مکانهای امن به استراحت می پردازند . خروج حشرات کامل معمولاً زمانی که درجه حرارت بالای 15 درجه سانتیگراد است از شفیره صورت می گیرد . طول عمر حشرات نر و ماده طبق 25 درجه سانتیگراد حشرات بالغ مدت بیشتری به فعالیت خود ادامه می دهند . بهترین رطوبت و دما برای فعالیت حشرات کامل این آفت ، رطوبت نسبی 70-80% و دمای 22-25 درجه سانتیگراد است. حشرات کامل قادرند به مسافت چندین کیلومتر پرواز نمایند که در پراکنش و گسترش آفت نقش مهمی ایفا می کند .

طبق بررسیهای انجام شده از سال 1381 تا سال 1386 در مناطق آلوده به این آفت در استان گیلان ، این آفت در شرایط آب و هوایی استان گیلان 3 نسل در سال دارد . اما در شرایط خاص تا 4 نسل در سال نیز می تواند ایجاد کند . چون شفیره های این آفت دارای دیاپوز اختیاری هستند به محض مناسب شدن شرایط آب و هوایی فعالیت خود را شروع نموده و از شفیرگی خارج می شوند . بنابراین در اثر تغییرات شرایط آب و هوایی خصوصاً گرم شدن هوا در اسفند ماه ، می توانند زودتر از سالهای قبل فعالیت خود را آغاز نمایند و در نتیجه تعداد نسل بیشتری در سال ایجاد نمایند . به گونه ای که در منابع تعداد نسل این آفت تا 4 نسل در سال نیز ذکر شده است( Schwenke . 1978 ) .

رطوبت و دما برای فعالیت حشرات کامل این آفت ، رطوبت نسبی 70-80% و دمای 22-25 درجه سانتیگراد است. حشرات کامل قادرند به مسافت چندین کیلومتر پرواز نمایند که در پراکنش و گسترش آفت نقش مهمی ایفا می کند .

تخمگذاری در انتهای سرشاخه های میزبان و یا عموماً در سطح زیرین برگ و بطور دسته ای و از نوک ( و در معدودی موارد از کناره ) برگ به طرف دمبرگ که با موهای سفید پراکنده پوشیده شده ، انجام می شود . ولی در سالهایی که این آفت به حالت طغیانی در می آید ، تخمگذاری در دوطرف برگ انجام می شود به همین دلیل بارندگی های شدید نیز قادر به از بین بردن این تخمها نیست .                   

راههای ورود و انتشار :

پروازهای دسته جمعی حشرات کامل یکی از راههای عمده گسترش این آفت محسوب می شود . قسمتهای رویشی درختان میزبان ، بسته های پستی و وسایل نقلیه از راههای دیگر انتشار این آفت به شمار می آیند .

طبق بررسیهای انجام شده طی سالهای 1381-1386 در مناطق آلوده ، به این نتیجه رسیده که پروانه سفید اشجار آفتی نورپسند و حاشیه ای است ، بدان معنی که بیشتر در حاشیه جاده ها ، حاشیه روستاها ، حاشیه رودخانه ها ، جنگلهای مخروبه و عموماً در روی تک درختان میزبان و جاهایی که نورگیری خوب و مطلوب دارند طغیان دارد و هر چه به طرف عمق جنگل که حفظ انبوهی در آن رعایت شده باشد پیش می رویم از تراکم جمعیت آن کاسته می گردد . به استثناء جنگلکاریهایی که این آفت روی گونه های آن ترجیح میزبانی دارد مانند : جنگلکاریهای افرا ، پلت ، شیردار ، افرای سیاه ، ون و ...

کنترل ( Control ) :

 کنترل جمعیت پروانه سفید اشجار باید با استفاده از اصول مدیریت تلفیقی کنترل آفات (IPM ) با اجرای مجموعه عملیات پیشنهادی ذیل به مرحله اجرا در آید .

1)        کنترل بیولوژیکی     ( Biological control ) :

1-1) دشمنان طبیعی : شامل انگلها (Parasites ) و شبه انگلها (Parasitoides )

1-2) عوامل بیماریزا (Diseases ) :

روی لاروهای سنین مختلف ( عموماً سنین اولیه ) و شفیره آفت در نسلهای مختلف ، ایجاد بیماری و مرگ و میر می کنند .

1-2-1) قارچ ها ( Fungi )

1-2-2) باکتریها (Bacteria ) : مانند Bacillus thuringiensis Berl. و گونه های دیگری از این جنس

1-2-3) ویروسها (Viruses ) : ویروسهای پلی هیدروسیس از خانواده Plasmspolyedrovieidae .

1-2-4) تک سلولیها (Mono cellular ) : خانواده             Nosematidae

2)کنترل فیزیکی (physical control ) :

3) کنترل مکانیکی (Mechanical control ) :

3-1) جمع آوری و از بین بردن لانه های توری : از آنجائیکه لاروهای آفت تا سن پنجم لاروی بصورت دسته جمعی و در داخل لانه های توری فعالیت می کنند ، بنابراین جمع آوری و از بین بردن لانه های لاروی ( مخصوصاً در نسل اول ) جمعیت این آفت را ( در نسل 2 ) کاهش می دهد . این روش در باغهای میوه و توتستانها و فضای سبز حاشیه شهرها که امکان دسترسی به لانه های لاروی آفت میسر است ، مفید می باشد . اما در عرصه های جنگلی مثمر ثمر نیست ، زیرا الف) تخمگذاری آفت در نتیجه لانه های لاروی اکثراً در سرشاخه ها که دور از دسترس است تشکیل می گردد .

ب) تخمگذاری آفت و در نتیجه تشکیل لانه های لاروی تدریجی است و به یکباره انجام نمی شود که این عمل موجب به طول انجامیدن مدت زمان کنترل و در نتیجه افزایش هزینه های کنترل می گردد و مقرون به صرفه نیست

4) کنترل زراعی (Cultural control ) :

در جنگلکاری و احیاء جنگل در مناطق آلوده باید از کاشت گونه هایی که این آفت روی آن ترجیح میزبانی دارد مانند: افرا ، افرای سیاه ، سفید پلت ، افرا پلت ، لرگ ، توسکا ، صنوبر ، نارون ، ملج ، اوجا ، آزاد ، بلوط ، ممرز ، زبان گنجشک ، نمدار ، ون و اقاقیا اجتناب نمود.

 

5) کنترل شیمیایی (Chemical control ) :

در حال حاضر تنها ماده شيميايي كه در عرصه های طبیعی جنگلها قابل استفاده بوده و بصورت يك هورمون عمل كرده و در بين لاروهای آفت مرگ و مير ايجاد مي كند ، ماده اي به نام دي فلوبنزورون (Diflubenzuron) با نام تجارتي ديميلين (Dimilin)، آستونكس (Astonex) يا كيتينكس (Kitinex) مي باشد .

    

 

 

 

Skip Navigation Links
تقویم نمایشگاهای کشاورزیExpand تقویم نمایشگاهای کشاورزی
تقدیر نامه ها
گزارشات Expand گزارشات
مقالات شماExpand مقالات شما
همکاران
سایت های مرتبط
سفرهای برگزارشده
جهت انجام امور مربوط به ویزا به سایت زیر مراجعه فرمائید
                                
CopyRight © 2010 ebtekarco.com, All Rights Reserved          طراحی توسط شرکت گسترش تجارت الکترونیک هایبرد